رد پای شیطان در کلیسای جامع مونیخ

به گزارش چای قند پهلو، کلیسای جامع شهر مونیخ (Frauenkirche) به طور رسمی با عنوان دامکیرشه زو اونزر لیبن فغو (Domkirche zu Unserer Lieben Frau) به معنی کلیسای جامع بانوی ما شناخته شده و مهم ترین کلیسای موجود شهر مونیخ محسوب می گردد.

رد پای شیطان در کلیسای جامع مونیخ

با تور آلمان از دیدنی ترین کشور اروپایی بازدید کنید و از شهرهای برلین، هانوفرو، فرانکفورت و مونیخ دیدن کنید.

در حدود سال 1271 میلادی و تقریباً 200 سال پیش از آغاز سبک گوتیک متأخر و استفاده از آجر در سازه های معماری، این کلیسای زیبا که امروزه موردتوجه و تحسین همگان است، بخشی از کلیسای مربوط به قلمرو اسقف نشین مارین کیرشه (Marienkirche) به حساب می آمد.

نمای کلیسا تا سال 1468 میلادی به شکل امروزی نبود و در این سال یورگ فن هالسباخ (Jörg von Halsbach)، مأمور عالی رتبه دوک زیگزیموند (Sigismund) پی سنگی یک کلیسای جدید را بنانموده و در سال 1488 میلادی برج های بلند این کلیسا که امروزه بخشی از هویت چشم انداز شهر مونیخ محسوب می گردد، ساخته شده است.

البته در این زمان هنوز گنبد پیازی شکل مجموعه ساخته نشده بود و این گنبد در سال 1525 به کلیسای فرائون کیرشه افزوده شد. البته این عملیات ساخت و ساز با تراژدی همراه بوده و معمار سازنده این بنا با اتمام آن، از جهان رفت.

این کلیسا علاوه بر دارا بودن عظیم ترین تالار کلیسا در جنوب آلمان، دارای وسعت و مساحت زیادی است. بخش داخلی آن به گونه ای طراحی شده است که بیش از 20 هزار نفر می توانند به صورت هم زمان در آن حاضر شوند، هر چند که در زمان ساخت این کلیسا، جمعیت ساکن در شهر مونیخ تنها 13 هزار نفر بود.

تا پیش از سال 1690 که تئاتینرکیرشه (Theatinerkirche) یا اودئونزپلاتز (Odeonsplatz) ساخته شد، کلیسای فرائون کیرشه آرامگاه نهائی خاندان سلطنتی ویتلزباخ محسوب شده و مقابر سلطنتی افراد این خاندان در زیر بخش محراب کلیسا واقع شده است که می توان آن را قدیمی ترین آرامگاه سلطنتی در شهر مونیخ محسوب کرد.

به گفته مادر شاه لودویگ دوم (Ludwig II)، وی در جوانی و کودکی شیفته این کلیسا و معماری آن بوده و باعلاقه زیادی در هنگام حضور در این محل، لباس راهبان آن را بر تن می کرد

خوشبختانه برج این کلیسا در طول جنگ جهانی دوم و در سال 1944 میلادی از تخریب کامل نجات پیدانموده و امروزه ارتفاع آن کمتر از 100 متر است. در حقیقت ارتفاع این برج ها 98 و نیم متر بوده و یک اختلاف محاسباتی در ساخت برج های این کلیسا وجود دارد زیرا برج شمالی در حدود 12 سانتیمتر بلندتر است.

بعضی از پژوهشگران اعتقاددارند این موضوع به دلیل تقلب سازنده برج شمالی جهت استفاده شخصی و سود بیشتر از بودجه معین شده برای ساخت برج، رخ داده است. درهرصورت دلیل این موضوع هر چه که باشد، برج شمال در شهر مونیخ به عنوان یک مرجع محاسبه مسافت استفاده شده و بسیاری از مناطق شهر بر اساس محاسبه فاصله با این برج معرفی شده اند؛ برای مثال اگر شما در اتوبانی به سمت شهر مونیخ در حال رانندگی هستید و روی تابلوی راهنمای جاده عبارت 12 کیلومتر تا شهر مونیخ درج شده باشد، این مسافت، فاصله بین شما و برج شمالی کلیسای فرائون کیرشه است. در حقیقت این مرجعیت به دلیل شرایط جغرافیائی شهر مونیخ اعمال شده و برج شمالی کلیسا، دقیقاً 517 متر و 25 سانتیمتر از سطح دریا ارتفاع دارد.

تاریخی آمیخته با افسانه

بسیاری از مردم شهر مونیخ، حتی کسانی که برای مدتی طولانی و نسل اندر نسل در این شهر زندگی نموده اند، از این موضوع خبر ندارند که امکان صعود و بالا رفتن از برج جنوبی این کلیسا وجود دارد. چشم انداز بالای این برج بسیار زیبا و استثنائی بوده و از فراز آن نمای سنت پیتر و مارین پلاتز شبیه به سرزمین لگو یا همان سازه های ساخته شده با بلوک های اسباب بازی بچه ها به نظر می رسد.

بالا رفتن از این برج 92 متری بدون آسانسور چندان ساده نیست اما این چالش برای آنتون آدنر (Anton Adner) در سال 1819 میلادی، مانعی عظیم محسوب نمی شد. بر اساس افسانه های مرتبط با این برج، وی که از اهالی شهر برجست گادن محسوب می شد، در سن 110 سالگی و با اتکا به روح بانشاط و سرزنده خود، از این برج بالا رفت.

در خصوص اینکه وی این عمل را انجام داده است، تردیدی وجود ندارد اما پژوهشگران مطمئن نیستند وی واقعاً تا این حد کهنسال بوده و سن ذکرشده برای وی درست است یا نه؟ البته پس از مرگ، وی به پاس کوشش های خود یک سنگ قبر ویژه از سوی پادشاه وقت یعنی ماکسیمیلین جوزف اول (Maximilian Josef I) دریافت کرد که بر اساس آن، وی در سن 117 سالگی از جهان رفته است.

لازم به ذکر است امروزه با پرداخت ورودیه، بازدیدکنندگان قادر به صعود از این برج و تماشای چشم انداز زیبای شهر از فراز آن خواهند بود. در برج شمالی آسانسور وجود نداشته و متأسفانه امکان بازدید عموم مردم از این محل وجود ندارد، اما در این محل می توانید یک سیستم ویژه، عظیم و قدیمی با عمر 500 ساله و عرض 4 متری مشاهده کنید که از آن برای انتقال مصالح ساختمانی در حین ساختن این بنا و رساندن آن به سقف، استفاده می شد.

این سیستم هوشمندانه هنوز هم قابل استفاده بوده و در آن یک چرخ مدور و بسیار عظیم طراحی شده که بین 15 تا 20 نفر داخل آن قرارگرفته و با راه رفتن در آن، چرخ را به حرکت در می آوردند. این سیستم دقیقاً مشابه اسباب بازی هایی است که امروزه در قفس همسترها قرار می دهند تا این جانور در داخل آن دویده و چرخ را به گردش درآورد.

در این کلیسای تاریخی اما، افراد داخل چرخ با حرکت خود و استفاده از طناب و قرقره ها ویژه، می توانستند مصالح مورد احتیاج در ساختمان سازی را تا ارتفاع 50 متری به بالا بفرستند. این فناوری به سازندان مجموعه اجازه می داد تا حجم وسیعی از مصالح را به سهولت جابه جا نموده و به بالای برج بفرستند.

به پاسداشت زحمات این کارگران در ساخت برج و ساختمان کلیسا، یک بخش از تزئینات به آن ها اختصاص یافته و اگر شما به بخش فوقانی ستون های داخل کلیسا با دقت نگاه کنید، با تصویر کوچک و رنگی نقش بسته روی سنگ روبه رو می شوید که نقش کارگرانی را نشان می دهد که در ساخت این کلیسا همکاری داشته اند.

یکی دیگر از افسانه های موجود در رابطه با این کلیسا، وجود ردپای شیطان در آن است. گفته می گردد یورگ فن هالسباخ، معمار سازنده این کلیسا برای تأمین مصالح و هزینه این مجموعه، با شیطان قرارداد بسته بود و بر اساس این قرارداد، وی اجازه استفاده از پنجره را در ساخت بنا نداشت.

زمانی که وی پنجره های موجود در کلیسا و شیشه های رنگی آن را ساخت، روح وی می بایست توسط شیطان تسخیر می شد و شیطان از این موضوع خوشنود بود اما این معمار باهوش شیطان را وارد بخشی از کلیسا کرد که به واسطه ستون ها و طراحی به کار رفته در معماری، پنجره ها قابل مشاهده نبودند. شیطان که از این موضوع بسیار ناراحت و سرخورده شده بود، رد پای خود را به شکل سم چارپایان روی سنگی در کف پوش این کلیسا نقش کرد.

افسانه دیگری که درباره این کلیسا را گوته نقل می نماید. یوهان ولفگانگ فن گوته در سال 1786 میلادی درباره این کلیسای فرائون کیرشه، اتفاق عجیب دیگری را می نویسد. بر اساس این داستان، بارونس فرانزیسکا فن ایکشتات که تنها 17 سال سن داشت به دلیل شکست عشقی و ناامیدی ناشی از آن که در پی رد شدن درخواست خواستگاری یک افسر از وی توسط مادرش رخ داده بود، خود را از بالای برج شمالی به پائین انداخته و کشته می گردد.

کلیسای فرائون کیرشه با داشتن این تاریخ سرشار از تراژدی و افتخار، یک محل دیدنی و بسیار زیبا محسوب می گردد. تزئینات و وسایل بسیار زیبای به کار رفته در بخش های داخلی این مجموعه، وجود تعداد زیادی مجسمه و نقاشی در داخل این مجموعه سبب می گردد تا توصیه کنیم نگاهی دقیق تر و موشکافانه تر به آن داشته و زمان بیشتری را برای بازدید از این کلیسا در سفر به مونیخ اختصاص دهید.

در هنگام مراجعه به کلیسا حتماً از پنجره های زیبای واقع شده در پشت محراب که از آثار قرن 15 میلادی هستند، بازدید نموده و از مجسمه های برنزی متعلق به پاپ، مادر ترزا و روپرت مایر (Rupert Mayer) دیدن کنید. روپرت مایر یک کشیش آلمانی بود که در برابر نازی ها ایستاد و به زندان افتاد. در سال 1987 میلادی و 42 سال پس از مرگ وی، پاپ در حضور 80 هزار تماشاچی حاضر در ورزشگاه المپیک، وی را قدیس بیان کرد. در این محل همچنین مجسمه کاسپر استانگازینگر (Stanggassinger) یکی دیگر از کشیش های مشهور آلمانی واقع شده است.

به خاطر داشته باشید تنها در بازه زمانی بین اول آوریل تا 31 اکتبر امکان بالا رفتن از برج جنوبی وجود داشته و ساعت بازدید از این محل نیز بین روزهای دوشنبه تا شنبه و از ساعت 10 صبح تا 5 بعدازظهر است.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این کلیسا، می توانید به وب سایت آن به آدرس www.muenchner-dom.de مراجعه کنید.

منبع: گردشبان
انتشار: 18 تیر 1399 بروزرسانی: 18 تیر 1399 گردآورنده: ghand-pahlu.ir شناسه مطلب: 196

به "رد پای شیطان در کلیسای جامع مونیخ" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "رد پای شیطان در کلیسای جامع مونیخ"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید